کوارتت رو دیدم بعد از دو روز توی صف ایستادن. آن هم فقط با یک بلیط. یعنی به دوستم نرسید.
اول از همه فهمیدم که با این همه لافی که می زنیم در مورد فرهنگ و پیشینه و این ها، قد ارزن هم فرهنگ نداریم. چه از لحاظ صف ایستادن و به هزار دوز و کلک بلیط گرفتن و چه از لحاظ دیدن نمایش. نمی دانم چه چیزی در روایت یک قتل می تواند خنده دار باشد که جماعت فرهنگی از شنیدن آن زیر خنده بزنند و صدای قهقهه شان سالن را بردارد.
و اما در مورد نمایش مثل کارهای دیگری که از این گروه دیده بودم خیلی خوب بود. خصوصا بازی ها به ترتیب حسن معجونی و بعد باران کوثری و اتیلا پسیانی. در مورد نمایش هم به نظرم آمد اگر با تغییر هر فصل کاراکترها جای خود را به دیگری می دادند خیلی بهتر بود چرا که این طوری هر چهار هنرپیشه را می شد بدون واسطه دید.
از آذرِ آذرستان هم تشکر می کنم که با نوشته اش باعث شد بعد از مدت ها باز هم بروم تئاتر