December 30, 2007

هذیان

زخم های روح قابل تحمل تر از زخم های جسم هستند
امام غولیان

December 25, 2007

تهران

به جواد می گم می شه یه زیر سیگاری بدی؟
دیگه نمی شه سیگار کشید! جواد می گه
شاید دفعه بعد که برم کافه و یه فرانسه بخوام، جواد بگه قهوه ممنوعه

December 6, 2007

هند

من و غولچه، اینوکچوک و ماهی جون الان هند هستیم و خیلی بهمون خوش می گذره
سوار موتور بچه ها شدیم کلی، سوار ریکشا شدیم و هنوز پونا هستیم

November 28, 2007

تنبیه می شویم برای کار نکرده

مرگ

گاهی فکر می کنم که چه قدر نزدیک است
شاید کم تر از یک هفته

داستان های آزاده

هاله داشت در مورد انتخابات آزاد و فلسطین و این ها سخن رانی می کرد، و این که همین انتخابات نیمه آزاد قبلی فلسطین نشان داد که مردم انسان های آزاده و انقلابی و ... را انتخاب کردن. بعد یه هو فکر کرد که مگه ما چی مون کمه؟ و خوب هی یه جمله رو تکرار کرد که هر کجا انتخابات آزاد باشه همینه و آدم های آزاده و انقلابی و خوب انتخاب می شن.
یه چیزهایی هم در مورد فرانسه و اینا گفت که یعن قبل انتخابات آقای کاندیدا گفتن که ما ایران رو به رسمیت می شناسمی و اینا که چون از سواد ما خارج بود نفهمیدیم
!

November 26, 2007

مرگ

عصبانی که باشی و خسته، زمین و زمان را به هم می بافی و هیچ کس بر نمی تابد تو را.
مهم نیست
عادت نکرده اند و عادت کرده ام
زندگی اگر این خلاء را هم نداشت دیوانه تر بودم از این که هستم
مرگ را خوش است

.

خسته ام

November 25, 2007

تاریکی

در بسته است، کسی این جا نیست، باز نیست در، می توان جمله را به این صورت هم گفت.
کسی در را باز نمی کند و هیچ کس نخواهد آمد.
دروغی بیش نیست زندگی ، در و حتی این نوشته
در بسته خواهد ماند برای همیشه
و مرگ تنها یک شوخی است

مسئولان:گرانی شایعه است. قیمت ها تغییر نکرده.

در یکی از برنامه های رادیویی صدای جمهوری اسلامی ایران، کارشناس برنامه توضیح دادند که شیر های پاکتی سوبسید دار(همین ها که صفی هستند و توی پاکت های پلاستیکی عرضه می شوند) ارزش غذایی ندارند و آب درصد بالایی از آن را تشکیل می دهد. ایشان هم چنین به خانواده ها توصیه فرمودند که برای استفاده بچه ها و زنان بار دار و بی بار (به خاطر خطر ابتلا به پوکی استخوان) از شیرهای معمولی استفاده کنند.
و حالا یک شیشه شیر یک لیتری شده 700تومان، یعنی از ابتدای سال تاکنون حداقل سه بار قیمت این فراورده لبنی گران شده. مقصر تعیین نمی کنیم. و در توضیح می توان کارخانه دار را تبری کرد. چرا که با نایاب شدن بنزین وقتی حتی ماشین های زباله کش شهرداری بنزین ندارند و یکی از دلایل ماندن زباله ها در خیابان ها و معابر همین نبود بنزین و خصومت دولت با شهردار است، معلوم است که چه بر سر کامیون های حمل مواد خوراکی می آید.
می شود فکر کرد که اگر چنین خبری به گوش آقای رییس جمهور برسد؛ حداکثر راه حل پیش نهادی ایشان می تواند، خرید کلیه شهروندان و در مواردی کلیه هم وطنان از نارمک باشد.

شایعهء گرانی کار دشمن است وگرنه که ما مشکلی نداریم
!!

November 18, 2007

بی خوابی

حالا که خوب فکر می کنم می بینم این بی خوابی از خیلی دور با من بوده.
همیشه مامان یا خواهرم با من می خوابیدن تا خوابم ببره و شب به خیر که می گفتم چن دقیقه بعد می گفتم یه چی بگم و بعد شب به خیر و این پروسه چن ساعتی طول می کشید.
حالا دی شب همین بلا رو سر ئه سرین در آوردم.

November 13, 2007

?

کسی توی کرمان هست که اینو دیده باشه؟
می تونین کاریبکنین؟

باز هم تشکر

از همهء دوستایی که زحمت کشیدن و در این پروژه آخری کمک کردن ممنون ام خیلی
می خواستم به همه ایمیل بزنم. (به زودی ) می زنم. ولی گفتم فعلا همین جا تشکر کنم تا بعد

November 4, 2007

کمک

اول: من خیلی تنبل ام
دوم: الان حدود دو سه ماهه که سایت رو رجیستر کردم. دومین خریدم. هاست هم همین طور. لوگو رو هم یک دوست میربون طراحی کرده.
سوم: یک نفر می یاد وب سایت این ایران چریتی ( سایت پروژه های کمک به نیازمندان ) رو درست کنه؟
چهارم: الان یه پروژه داریم که به خاطر این که سایت راه نیفتاده من فقط از طریق ایمیل به ملت خبر دادم
پنجم: در اسرع وقت تماس بگیرید

October 31, 2007

آتش سوزی فرهنگی یا هر چه بی سواد و بی کار بیش تر بهتر

خوبه کتاب خونی کم کم جزو گناهان کبیره شناخته می شه و همین الان هم همین عدهء کمی کخ کتاب می خونن یا باید بمیرن یا کتاب نخونن. از اون طرف خانوم ها فکر می کنن که داره بهشون لطف می شه که ساعت کاری شون کم می شه ولی در حقیقت اگه خوب نیگا کنیم می بینیم که این جور کم کم خانوم ها باید خونه نشین بشن چون هیچ کارفرمایی در شرایط برابر و حتی نابرابر راضی نمی شه که پول کامل به یه زن بده ولی کار کم ازش تحویل بگیره. نتیجه این می شه که خانوم ها استخدام نمی شن و حتی بدتر اخراج می شن تا به جاشون آقایون کار کنن. این جوری فکر کنمدرصد بیکاری هم بیاد پایین!! الحق که دولت مهرورز داره چهرهء جدیدی از خودش نشون می ده.
کنکور هم که نگم بهتره

October 27, 2007

دزد

ضبط صوت خریده بود و مکالمات مردم عادی را داخل اتوبوس، تاکسی، شرکت و هر جا که امکانش بود ضبط می کرد. برایش از عکس گرفتن راحت تر بود. این طوری لازم نبود آدم های قصه هایش، حرف های سخت سخت بزنند، کافی بود ضبط را روشن کند و حرف های دو به دو یا چند نفرهء مردم کوچه و خیابان بشود حرف های آدم های قصه هایش.
جمعه شب قرار بود برود مهمانی ، فرصت خوبی بود برای جمع کردن حرف های بیش تر. در آخرین لحظه ضبط صوت یادش رفت نیمه های شب که برگشت خانه، درِ آپارتمانش شکسته بود، دزد زده بود به زندگی اش، نامرد همهء کاست ها و ضبط صوت را هم برده بود.
آدم های قصه ایش لال شده بودند.

فیلم

October 23, 2007

جادو

Match Point

هذیان

سارا انار دارد
آن غول خواب ندارد

October 18, 2007

چهار پاره

کوارتت رو دیدم بعد از دو روز توی صف ایستادن. آن هم فقط با یک بلیط. یعنی به دوستم نرسید.
اول از همه فهمیدم که با این همه لافی که می زنیم در مورد فرهنگ و پیشینه و این ها، قد ارزن هم فرهنگ نداریم. چه از لحاظ صف ایستادن و به هزار دوز و کلک بلیط گرفتن و چه از لحاظ دیدن نمایش. نمی دانم چه چیزی در روایت یک قتل می تواند خنده دار باشد که جماعت فرهنگی از شنیدن آن زیر خنده بزنند و صدای قهقهه شان سالن را بردارد.
و اما در مورد نمایش مثل کارهای دیگری که از این گروه دیده بودم خیلی خوب بود. خصوصا بازی ها به ترتیب حسن معجونی و بعد باران کوثری و اتیلا پسیانی. در مورد نمایش هم به نظرم آمد اگر با تغییر هر فصل کاراکترها جای خود را به دیگری می دادند خیلی بهتر بود چرا که این طوری هر چهار هنرپیشه را می شد بدون واسطه دید.
از آذرِ آذرستان هم تشکر می کنم که با نوشته اش باعث شد بعد از مدت ها باز هم بروم تئاتر