April 8, 2008

باغچه بان بی باغچه

بهمن اولین کسی است که خبر را می دهد. مهراد اما جور دیگری نوشته است.
به این فکر می کنم: بیش تر از آن که باغچه بان نداشته باشیم دیگر باغچه ای نیست.
این جا باغچه را سوخته اند و گل ها را پژمرده
رنگین کمان اما هنوز می تواند کودکی هایمان را دمی زنده کند و باز کودک شویم و در باغچه بازی کنیم
خوش حالم که تا به حال برای هر کودکی که می شناخته ام کودکی های خودمان را با رنگین کمان ثمین تکرار کرده ام و مرگ او را باور نمی کنم.
به همین سادگی

3 comments:

AydA said...

چه همه به دل می‌شينه اين يادداشتت.

Anonymous said...

سلام
اگه ممکنه به وبلاگ من سر بزنید .
میخواستم راجع به نوشته هاتون باهاتون صحبت کنم اگه ممکنه ادد کنید ...
hardware_enthusiast

http://www.dastanekootah.blogfa.com/

Anonymous said...

سلام
اگه ممکنه به وبلاگ من سر بزنید .
میخواستم راجع به نوشته هاتون باهاتون صحبت کنم اگه ممکنه ادد کنید ...
hardware_enthusiast

http://www.dastanekootah.blogfa.com/