July 4, 2008

ابرک

حالا سوار بر باد دوباره می روی آن سوی دنیا
آن قدر دور که فقط سیم هایی که نمی دانم جنس شان از چیست گاهی صدایت را می آورند و گاهی کلماتی را که تو می نویسی و من این جا می خوانم
ابرکی که می رود و سروی که هم چنان ریشه در خاک می ماند تا کی دوباره باران ببارد

سفر خوش

3 comments:

Amir said...

....از رفتن ها و خداحافظی ها نگو که

آزاد مرد said...

خداحافظي را باور كن. چرا كه حقيقتِ "سلام" در آن نهفته... آيا باور مي كني لحظه اي را كه تو خودِ "سلام" مي شوي؟

کیوان said...

...