January 3, 2008

پارادکس

برف که تمام می شود، سکوتی عجیب همه جا را پر می کند؛ انگار کن که گرد مرگ بپاشند
برف زیباست؛ سکر آور است و افسرده کننده
شادی بخش است و غم افزا
کسی بازی می کند و کسی یخ می زند
تضاد غریبی است این سفید هم چون کفن

2 comments:

ياسمن said...

من نه ... من برف رو از ديد ديگرري نگاه ميكنم زيبا سفسد عسن عشق ناب

cmin said...

اگه حتی برای یه لحظه بخوام خودم رو جای اون کسی که زیر این برف لعنتی داره یخ میزنه بزارم .چیزی از عشق یادم نمونده که حتی بخوام یادش بیفتم.برام به همون کفن شبیه تره.
تازه اگه فقط یه لحظه...