Showing posts with label حریم. Show all posts
Showing posts with label حریم. Show all posts

July 11, 2009

؟

چند سال پیش با یکی از دوستان به این نتیجه رسیدیم که خیلی وقت ها کافیه به چیزی فکر کنی یا ایده ای بزنی که هنوز انجامش ندادی و یهو ببینی که یکی دیگه اون ور دنیا ایده ات رو اجرا کرده یا اون فکرت به حقیقت پیوسته. این دوست به شوخی می گفت بهتره ایده نزنیم و فکر نکنیم.
حالا امروز که اخبار رو خوندم و می بینم که به خوابگاه امیرکبیر حمله شده( به آفرین) از خودم شرمنده می شم. نه که من به همچو چیزی فکر کرده باشم ها نه. چن روز پیش به این فکر می کردم که یه سر برم اون طرف ها.و ببینم دانش جوهای عزیز خوابگاه که شب ها شعار می دادن و گاهی هم طرفدارای تغییر ما رو مسخره می کردن کجان؟ به این که بلایی سرشون نیومده باشه
و حالا دلم تنگ می شه برای همشون هر چند هیچ کدوم رو نمی شناختم و فقط صدا به صدا با هم شعار می دادیم

September 20, 2008

I couldn't say NO but now: I can

می خواهم یک بار هم که شده بتوانم بگویم نه
می شه بدون جوراب همین طوری سرتون رو پایین نندازین و توی چاله سی متری من نشین؟
هیچ وقت نتونستم بگم نه و حالا از همه شما که منو می شناسین و یا نمی شناسین یک بار برای همیشه بخوام: لطفا سرتون رو همین طوری پایین نندازین ( بلا نسبت گاو) و وارد خونه من نشین. ( منظور همون حریمی یه که فقط باید از آنِ هر کسی باشه)
یه دینگی اجازه ای کوفتی