September 2, 2006

حقوق بشر

ديگر سال هاست كه تقسيمات اين دنيا به هم خورده. خانواده چندان معني نمي دهد. وقتي تو اختيار چهار ديواري ات را نداري. كودك را تلويزيون و مهد و مدرسه تربيت مي كند. مادر و پدر بيش تر عمرشان سر كار مي گذرد و آخر هفته با هم كارهاي خود جدا جدا براي تفريح به سينما يا هر كوفت ديگري مي روند. تقسيمات كشوري هم ديگر معني نمي دهد نفت و ذخيرهء يك استان ثروت مند در استان ها و كلان شهرها هزينه مي شود تا مردم همان استان در فقر و بدبختي غرق شوند. و ... در دنيا هم سازمان هاي مختلفي درست شده كه ادعا مي كنند بايد به داد مردم بدبخت كشورهاي فقير چه از لحاظ ثروت و چه از لحاظ فرهنگ برسند. مي گويند بايد آزادي و دموكراسي را جهاني كرد ولي سوال اصلي من اين است:
آيا به صرف اين كه ملتي دولت بي تدبيري داشته باشند مي توان آن ها را از هر گونه حقوقي منع كرد؟ آيا نداشتن هواپيماهاي سالم مشكلي براي دولت ايجاد مي كند يا براي مردم؟ هواپيماهاي فرسوده اي كه بر اثر تحريم با هزار واسطه و دوز و كلك و به جيب زدن سرمايهء همين ملت خريداري مي شود تا همين مردم در آن جزغاله شوند و دولت محترم با هواپيماهاي شخصي و غيره بدون دردسر اين طرف و آن طرف برود.
اي آمريكاي بزرگ بدان كه تو هم هم چون هم تايت هستي. ما را با شعار دموكراسي فريب نده. ديگر زمان آن گذشته كه تقصير گناه كودك را فقط به گردن پدر مي انداختند. اگر كودكي دزد مي شود تنها مقصر پدر و مادر نيست اين جامعه هم هست كه مقصر است. در مورد حوادثي از اين دست هم ديگر فقط سازمان هواپيمايي و دولت محترم يك كشور نيست كه مقصر است. تمام كشورهايي كه اين تحريم ها را ادامه مي دهند و لال مي شوند مقصرند.
....

1 comment:

پیچک said...

بدان و آگاه باش که ... که... که همونایی که شهرزاد گفت درست میباشد و لاغیر