October 11, 2006

آن قدر مرده ام که حتی صدای باران هم نتوانست مرا از دخمه ام بیرون بکشد. نه باران را دیدم و نه حسش کردم. فقط صدایی بود که بر سنگ قبری می آمد.

2 comments:

جواد رف said...

کف کردم خواهر!

پیام said...

و تو و بارانی بودن صدا و تداعی زایش... پ