November 12, 2006

جنگ جنگ تا پیروزی!

این شعاری بود که تا سالیان سال در گوش هایمان طنین انداخته بود و شعارهای دیگری که در عالم کودکی دوستشان داشتیم . گاهی خونمان به جوش می آمد.
از همین اول بگویم که خیلی از شماها با حرف های من موافق نخواهید بود و لی خواهش می کنم خوب و با دقت بخوانید و بعد اگر نظری داشتید بدهید.
چند سالی است که همه پی گیر قضایای دادگاه های صدام هستند و دوست داشتند سرانجام این دیکتاتور کوچک را بدانند. می گویم کوچک چون چیز بیش از این نیست به نظر من.
حالا صدام به اعدام محکوم شده. چه خبر خوبی برای ما ایرانی ها که به آتش جنگی که او شروع کرده بود سوختیم و بعدتر هی خودمان خودمان را آتش زدیم!
اما نکتهء اصلی که در این میان مرا آار می دهد همین اعدام صدام است. برای من جای سوال است؟ چرا از پرونده های مربوط به ایران و حملات شیمیایی و ... در دادگاه ها هیچ خبری نبود؟ چرا حکومت مقتدر ما دنبالهء این موارد را نگرفت؟
مگر نیست این که صدام بدون پشتوانهء خیلی های دیگر نه تنها صدام نبود که حتی یکدام هم نبود!
کشتن یک فرد و به دنبال آن به فراموشی سپردن تاریخ سیاه راه حل نیست.
چرا کسی نیست جواب این همه بی عدالتی را بدهد؟
راستی یک نکته دیگر چند سال دیگر کسان دیگری از اسراییل به سرنوشت صدام دچار خواهند شد و اصولا این روند تا کی ادامه خواهد داشت؟
چند روز پیش فیلمی دیدم که در آن برای این که مردم جنگ نکنند، احساس را در آن ها از بین می بردند و عجیب تر آن که هر کس احساس داشت به مرگ محکوم بود. الحق که عجب موجود عجیب الخلقه ای هستیم!

3 comments:

مانی said...

سلام، مانعی ندارد. روزبخیر

قلنبه said...

اين سؤال من هم بود
حلبچه ، جنگ ايران ، كردهاي عراق؟من به يك نتيجه رسيدم و آن هم اينكه بشر هرگز نمي تونه به تنهايي عدالت را برقرار كنه و همه ي اين كارها فقط و فقط يك نمايش ابلهانه ست پس نه چشم اميد دارم و نه دلم بنده

Elmira said...

fekr mikonam dolate fakhime in ye kar ro karde! akhabar ro goosh kon...