November 19, 2006

من بدبین هستم، به همه چیز و همه کس. چرا این اتفاق دانش جوی ایرانی آمریکایی باید همین موقع بیفتد؟
چرا همیشه وقتی قرار است آرامشی بین این دو طرف برقرار شود هر چند ظاهری یکی سوتی می دهد و دیگری دست می گیرد؟
دولت ما در ایران آن قدر با دانش جویانش و حتی اتباعش! مهربان و با عطوفت است که تاب نمی آورد کسی به اتباعش تو بگوید و آن قدر خودش عزت و احترام برایشان خرج می کند ولی نمی دانم چرا همه دنیا به ایرانیان به چشم تروریست بالفطره نگاه می کنند.
نه صبر کنید آن روی سکه را هم می بینم. آمریکایی ها هم ادعا زیاد دارند، قرار است دموکراسی و حقوق بشر کیلویی صادر کنند. این است آن حقوق بشری که ادعایش را دارند؟
از پدر کتک بخوریم بهتر است از هم سایه کتک خوردن
حقوق بشرشان را هم نخواستیم
فقط بوی بدی می آید از این سیاستی که معلوم نیست گرگش کیست، گوسفندش کیست

2 comments:

دوپا said...

"وقتی قرار است آرامشی بین این دو طرف برقرار شود " ؟!

چه كسي گفته قرار است (بوده) چنين شود؟
اگر چنين شود كه دشمني نمي ماند كه برسرش فرياد بزنيم...

Rouzbeh said...

Sharzad, the guy is completely American (I doubt that he had ever been in Iran); the positive side of the story is that the sudents of UCLA and many other communities are creating a very hard time for the police and UCLA administration about this.